مشتری مداری در بانک

مشتری مداری در بانک از موضوعاتی است که حسابی جای کار دارد و این مورد به تنهایی میتواند حسابی بانک ما را بین بانکهای دیگر شاخص کند اما چگونه؟ با من همراه باشید

اصل اول مشتری مداری در بانک

مشتری مداری اگر یک اصل داشته باشد به عنوان پایه ی محبوبیت بین مشتریان این است که حداقل به یک سری انتظارات حداقلی مشتری توجه کنیم متاسفانه در فضای کشور ما یک فرهنگ بد بین کارکنان بانک شکل گرفته که رسما در خیلی از مواقع مشتری مثل اسکناس میبینند حسابی بانکی شما میزان احترامی که به شما باید گذاشته شود را مشخص میکند البته از طرفی کارمندان بانک هم تا حدودی حق دارند آنها آنقدر غرق در عدد و رقم هستند که وقتی برای احساس نمیماند مگر اینکه مجبور باشند! یک عدد اینطرفو آنطرف میتواند کار را حسابی برای یک کارمند بانک سخت کند به هرحال مشتری از ما انتظار برخورد خوب حداقلی دارد قرار هم نیست که کار شاقی کنیم کافی است وقتی مشتری دم باجه آمد با چند واژه رسمی بهش بهمونیم که تو واسه ی ما مهمی!‌ خبر خوب این است که اونقدر همکاران شما از نظر اخلاق افتضاح هستند که اگر شما چند جمله مثل سلام عرض کردم خیلی خوش آمدید در خدمتم‍! همین میتواند باعث شاخص شدن شما شود و حسابی جایگاه شما نزد مشتریان را بهبود ببخشد حتی میتواند خود بانک را هم شاخص کند چه برسد به خود شما!‌ پس سخت نگیریم از فردا با این باور که همه ی انسان ها مخلوق خدا هستند چه فقیر و غنی اتفاقا اشرف مخلوقات خدا هم هستند جلو برویم مطمئنا میتونه خیلی اثر گذار باشه!

این ویدیو را در آپارات ببینید

مشتری مداری در بانک

اصل دوم مشتری مداری در بانک

مشتری از شما توقع دارد که سریع کارش را انجام دهید از طرفی شما هم تحت فشار هستنید که ارقام را درست وارد کنید پس ثمره اش میشود یک کشمکش بین مشتری و کارمند بانک! راهکار چیست؟ راهکار این است که اگر آدم سریعی هستید که تلاشتون رو بیشتر کنید و اگر زود خسته میشوید برای خودتان تایم استراحت بیشتر لحاظ کنید ولی اگر احساس میکنید جزو افراد مردد و کند تر هستید راهکار شما فقط با زبان است! دلجویی از مشتری میتواند این مورد را بهبود ببخشد مثلا اگر به جای اینکه بگوییم شماره ملی؟ بگیم شماره ملی تون رو بفرمایید مطمئن باشید که خیلی مشتری با ما همکاری بیشتری خواهد داشت یادتان باشد که با هر چیز بجنگید همان را بیشتر وارد زندگی تان میکنید اگر به مشتری های کم طاقت توجه کنید و با آنها بجنگید همان ها هم بیشتر به پست شما میخورند! چه بخواهید چه نخواهید این قانون این دنیاست!

اقدامک: همین الان این ویدیو رو ببین
عوامل فروش

اصل سوم مشتری مداری در بانک

اگر ما خودمان زمانی جای مشتری قرار بگیریم میبینیم که یک سری چیزها هست که اصلا ما متوجه آن نیستیم ولی مشتری انتظار دارد که شما آنها را بر طرف کنید مثلا من به اندازه ی موهای سرتون دیدم که کارمندان بانکی که وقتی که بهشون مراجعه میکنی یه فرم میذارن جلوت بعدم مثل برق و باد شروع میکنند به گفتند اینکه کجاها را باید پر کنی کجاها رو نباید پر کنی! و مشتری میماند یک برگه کاغذ گنگ! از یک طرف ترس از اشتباه و از طرف دیگر هم ترس از اینکه اگر سوالی بپرسد کارمند بانک برخورد خوبی نداشته باشد شما باشید چه کار میکنید؟ قطعا این دید برای شما برعکس است شما خودتان را با مشتری هایی رو به رو میبینید که مدام سوالات چرند میپرسند جواب سوالاتشان را قبلا داده اید ولی آنها آنقدر کودن هستند که باز هم سوال میپرسند ثمره چیست؟ جنگ بین مشتری و کارمند بانک! راهکار چیست؟ شما به عنوان کارمند بانک و کسی که قصد دارد برای خانواده اش رزق حلال ببرد باید خودتان را با مشتری وفق دهید یادتان باشد که این یک شعار نیست که حق همیشه با مشتری است! پس حواسمان باید باشد به اینکه ما اگر شخصیت صبور نداریم احتمالا برای این کار ساخته نشده ایم یا باید صبور شد یا باید این کار رو ترک کرد برای خودتان اهرم رنج و لذت بسازید و مطمئن باشید بالا بردن ایده آل هایتان فقط باعث این میشود که شما زودتر به جایگاه های بالاتر بانک برسید

اقدامک: همین الان این ویدیو رو ببین
آموزش فروشندگی فرش

عنصر کلیدی ۵-مشتری ایده آل

همه ما که زندگیمان از فروش می گذرد زیر فشار دائمی فروش هستیم:فشار از طرف مدیران از طرف همکاران از طرف دوستان و خانواده شاید بیشتر از همه از طرف خودمان در فشار هستیم .اغلب اوقات به سبب این فشار ها وسوسه می شویم کارهای جانبی یا فعالیت های مشکل زا را قبول کنیم که در واقع از آن ها باید دوری می جستیم .

افراد کمی می توانند در مقابل این وسواس مقاومت کنند .از این رو برای اغلب ما پیش امده که فروشی را انجام داده ایم و بعد تاسف خورده ایم که چرا فروختیم .

بدست آوردن یک سفارش هرگز کافی نیست.

در مشتری مداری برای بانک باید حتما این نکته مد نظرتون باشه که باید یک مشتری تجربه ی خوبی از حضور در بانک ما داشته باشه

گفته ایم که مهارت واقعی فروش فقط زمانی آشکار می شود که هر فروشی به نتایج برنده – برنده ختم شود .نتیجه ای که روابط بلند مدت ،راضی کننده ،تکرار فروش و معرفی قوی را به ارمغان می آورد .همه موافق اند که در فروش این شیوه ای ایده ال است .

ولی ما یک قدم جلوتر می رویم . می گوییم :اگر در موقعیت فروش قرار دارید و آشکار است که نتایج برنده -برنده نخواهید داشت باید روش خود را تغییر دهید و سعی کنید این فروش را از خودتان دور کنید . صرف نظر از این که تا چه اندازه کمیسیونی که در لحظه دریافت می دارید بالا باشد واقعیت این است که برخی اهداف فروش ارزش آن را ندارند که دنبالشان کنیم.

براساس نظریه ی بسیاری از افراد در فروش به ویژه کسانی که مراحل رشد را طبق روش سنتی آموزش طی کرده اند _این نوع تفکر مقداری خارج از گود به نظر می رسد .آن ها به خودشان می گویند :”هر فروشی ،خوب است.”یا این که :”تمام تومن ها مثل هم هستند .یا”پول “یک مشتری بد به همان سبزی (رنگ دلار سبز است.)مشتری خوب است.”

اقدامک: همین الان این ویدیو رو ببین
نحوه معرفی محصول به مشتری

می توانستیم به این دیدگاه قدیمی اعتبار بیشتری بدهیم اگر از آن ها یا مشتریان شان شنیده بودیم که آنان پیش رو در فروش هستند .ما که نشنیدیم.در واقع کسانی که “از آن ها با افاده حرف می زنند فروشندگان آماتور یا تازه کارند که رشته ی کارها را نمی شناسند یا افرادی هستند که مایوسانه دنبال کمیسیون اند.پیشروان واقعی فروش و اگر شما راجع به فرد یا شرکت حرف بزنید این موضوع واقعیت دارد ـواقعیتی ساده را در زندگی درک کرده اند :یک کالای تک سایز ،برای همه کس و در هر لحظه از زمان وجود ندارد.

هم چنین درک کرده اند که تمامی تومن ها همانند هم نیستند و اگر قصد دارید طی زمان در فروش های پیچیده موفق باشید ،ناچارید بعضی از کارهای تجاری را انجام ندهید .اگر کار را نکنید ،به طور اجتناب ناپذیر تقویم کاری تان ـبا اهداف فروشی که حتی اگر موفق شدید آن ها را به سر انجام برسانید -به پایان می رسد ،به بعد خودتان بگویید:؛ای کاش این کار را نمی کردم؛.

در تجربه های ما ،این کیفیت پایین می تواند حداکثر ۳۵ درصد پتانسیل فروش را در محدوده ی فعالیت شما دربرگیرد .اگر فکر می کنید این رقم زیاد است در نظر داشته باشید که آن را براساس صحبت با صد ها مدیر فروش محلی و ملی بدست آورده ایم .افراد حرفه ای که اهداف فروش خود را پیش بینی می کنند می گویند که اغلب مجبورند حجم زیادی از پیشنهاد فروش را دور بزنند زیرا شانس ناچیزی دارند که آن را با نتیجه برنده ـبرنده به پایان ببرند .

کلام آخر

بهتون توصیه میکنم حتما درس اول محصول آموزش فروشندگی که به صورت رایگان روی سایت قرار داده شده است را ببینید منتظر شنیدن نظرات شما در بخش نظرات هستم…

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

فهرست